داستان میوه حقیقی🌹🌹🌹
🍇🍇
زن و شوهری در حیاط خانه خود درخت🌳 سیب بزرگ🍎 و تنومندی داشتند. ولی درخت سالها بود که میوه نداده بود و زن و شوهر استفاده ای از درخت سیب نبرده بودند.
روزی زن به شوهر خود گفت: این درخت🌳 سالهاست که میوه نیاورده و فقط جای ما را در حیاط تنگ کرده پس آن را قطع کنیم و به دور بیاندازیم.
اما شوهر گفت: نه من فردا درستش می کنم!
صبح روز فردا شوهر با یک جعبه پر از سیب های قرمز 🍎🍎🍎و تازه به خانه آمد. در یک دست او نردبانی بود و در دست دیگر میخ و چکش🔨.
او از نردبان بالا رفت و سیب ها را به درخت میخ کرد!
برای چند روزی درخت🌳 قشنگ به نظر می آمد ولی بعد از مدتی سیب ها پلاسیدند و درخت از حالت اولیه خود هم بدتر شد.
👌این روایت، روایت بعضی از مسیحیان است که از خود میوه ندارند و همواره در صدد آن هستند تا خود را پر میوه نشان دهند.
در انجیل یوحنا ۱۵ آیات ۱ تا ۸ می خوانیم:
"🍇«من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. هر شاخهای را كه در من ثمر نیاورد میبرد و هر شاخهای كه ثمر بیاورد آن را پاک میسازد تا میوهٔ بیشتری به بار آورد. شما با تعالیمی كه به شما گفتم پاک شدهاید. در من بمانید و من در شما. همانطور كه هیچ شاخهای نمیتواند به خودی خود میوه دهد مگر آنکه در تاک بماند، شما نیز نمیتوانید ثمر بیاورید مگر در من بمانید. «من تاک هستم و شما شاخههای آن هستید. هرکه در من بماند و من در او، میوهٔ بسیار میآورد چون شما نمیتوانید جدا از من کاری انجام دهید. اگر کسی در من نماند مانند شاخهای به دور افكنده میشود و خشک میگردد. مردم شاخههای خشكیده را جمع میکنند و در آتش میریزند و میسوزانند. اگر در من بمانید و سخنان من در شما بماند هرچه میخواهید بطلبید كه حاجت شما برآورده میشود. جلال پدر من در این است كه شما میوهٔ فراوان بیاورید و به این طریق شاگردان من خواهید بود...
کلیسای فارسی زبانان پیام آرامش در ترکیه💒🙏🌹🌹